نگاهي به دلايل مدگرايي در نوجوانان
نوجوان در گذشته به لباس، اهميت چنداني نميداد، كافي بود پوشاكي مناسب بر تن داشته باشد؛ ولي امروز نوع لباس، رنگ، طرز دوخت و حتي دكمههاي آن مورد توجه وي قرار دارد. امروزه، كوتاه و بلند كردن موها، مدل دادن و ديگر آراستنها، جزو ضروريات و تقريبا بخش اعظم زندگي دختران و پسران شده است يا پسرها كه قبلا با ماشين نمره چهار، سر خود را اصلاح ميكردند، ولي حالا ديگر هزينه كوتاه كردن يا آرايش موي سر يك نوجوان پسر، سر به فلك ميزند! بنابراين مشاهده ميكنيم همه چيز، دستخوش تغيير و تحول شده است.
جام جم: اگر نوجوان به سر و وضعش بيش از حد توجه نشان ميدهد و به پوشيدن لباسهاي عجيب و غريب علاقه زيادي دارد، بايد گفت دلايل گوناگوني ميتواند عامل چنين رفتاري باشد. گاهي اينگونه رفتارها از حالت «خودشيفتگي» نوجوان نشات ميگيرد كه در اين سن بشدت ظاهر ميشود.
وابستگي به گروه همسالان نيز از جمله عواملي است كه باعث پيروي نوجوان از مد و توجه او به ظاهرش ميشود، زيرا وسيلهاي است براي هماهنگي با همسالان و مورد قبول آنان قرار گرفتن. متأسفانه پيروي از مد و پوشيدن لباسهاي ناهمگون، مي تواند نوعي واكنش ستيزهجويانه نوجوانان نسبت به مسائل و موضوعاتي باشد كه در جامعه ميگذرد و آنها با اين مسائل مخالفند و به اين ترتيب، ناخشنودي خود را ابراز ميدارند.
اهميت دادن به مدل لباس و پوشاك ويژگي مهم دوره نوجواني است
پيروي از مد گاهي هم وسيلهاي براي اعلام جنگ به بزرگترها و احتمالا دهنكجي به اجتماع است، نوجوان ميخواهد ناسازگاري خود را با محيط به نوعي ابراز كند، چون راهي نمييابد، ناچار به پيروي از مد كه يكي از اين وسيلههاست، متوسل ميشود. برخي نوجوانان نيز به دليل مورد توجه قرار گرفتن به طرف مد ميروند.
اهميت دادن به مدل لباس و پوشاك ويژگي مهم دوره نوجواني است. يكي از دلايل اين اهميت، آن است كه از اين طريق نوجوانان تجربه ميكنند چه كسي هستند و ميخواهند كه ديده شوند. البته پوشاك و مدل لباس براي هر فردي نوعي علامت هويتي تلقي ميشود.
با وجود اين، از آنجا كه نوجوانان در دوره رشد و تحول هستند، در درجه اول طرز لباس پوشيدن آنها نشاندهنده تصور آنان از خودشان است لذا نوع پوشاك و لباس اهميت بيشتري براي آنها پيدا ميكند. علاوه بر اين، نوجوانان ميآموزند طرز لباس پوشيدن نقش مهمي در روابط اجتماعي و اينكه از سوي ديگران چگونه مورد ارزيابي قرار ميگيرند، ايفا ميكند.
از اين رو، طرز و مدل لباس هم براي همسالان و هم بزرگسالان نشانه مهمي ميشود. شواهد نشان ميدهد لباسهاي مُد در دبيرستان، نشان از پايگاه و شأن بالاي اجتماعي ميدهد و برعكس لباسهايي كه كمتر مُد هستند، داراي پايگاه و شأن پايين اجتماعي است.
چه لباسي بپوشم؟
اين هم يكي از سوالاتي است كه نوجوانان دائما از والدينشان ميكنند. چندين دست لباس دارند، ولي موقع انتخاب لباس متحيرند كه چه لباسي بپوشند. نوجوان از هيچ لباسي براي مدتي طولاني راضي نيست و فكر ميكند اگر هر روز لباس جديدي برايش بخرند، وضعش از آنچه هست، بهتر ميشود.
مرتبا با سر و وضعش ور ميرود، اين لباس را نپوشيده، آن يكي را امتحان ميكند. هنوز از پيراهني استفاده نكرده، به بهانه قشنگ نبودن، آن را به كناري مياندازد، يا به دوست تازهاش ميبخشد. نوجواني كه هنوز اندامش كاملاً شكل نگرفته، پاهايش باريك است، گردنش لاغر است و يكدفعه قد كشيده، از هر لباسي بيزار است؛ براي اين كه هيچ لباسي به اين اندام تازه شكوفا شده نميآيد پس او حق دارد كلافه باشد.
غربيها براي نفوذ در ميان ما شگردهاي خاصي دارند كه انتقال مد هم يكي از اين حيلههاست
او همه تقصيرها را به گردن طرح و مدل لباس مياندازد، در حالي كه مشكل از جاي ديگري آب ميخورد.البته اين واكنشها غالبا به دو گروه از نوجوانان تعلق دارد؛ گروه اول، آنهايي هستند كه ميخواهند مورد توجه قرار گيرند و هركجا ظاهر ميشوند، صحبت از آنان باشد.
اينها در واقع اعتماد به نفس كمتري دارند و اضطراب، از ويژگيهاي بارز آنهاست. درست به همين دليل در اكثر انتخابهاي خود، و منجمله لباس، مردد و سردرگماند. گروه دوم هم كه تفاوتهاي رفتاري زيادي با گروه اول ندارند، گرفتار رفاه فراوان هستند و آنچه را كه اراده ميكنند، والدين بلافاصله برايشان فراهم ميكنند. تنها واكنش اصولي والدين، اين است كه با برقراري رابطهاي عاطفي و مهرانگيز، آنها را به تعادل برسانند.
عدهاي ديگر اصلا به سر و وضع خود اهميت نميدهند، هر چه دم دستشان ميآيد ميپوشند و دنبال مد و اين جور چيزها نيستند و به هر چه برسند قانعاند، آنها از بس كه از ريخت و قيافه خويش بيزارند، هيچ فكر نميكنند با پوشيدن لباس يا تغيير آن بهتر شوند، بنابراين همه چيز را رها ميكنند.
آنچه مسلم است، بيشتر اين واكنشها طبيعي و اقتضاي سن آنهاست. والدين وقتي به طبيعي بودن اينگونه عكسالعملها واقف شوند، صبوري لازم را براي تغييرات خواهند داشت و در مقابل چنين رفتارهايي، برخوردهاي از پيش تعيينشده خواهند داشت.
خطر تهاجم غرب
غربيها براي نفوذ در ميان ما شگردهاي خاصي دارند كه انتقال مد هم يكي از اين حيلههاست. متأسفانه نوجوانان به علت نداشتن اعتماد به نفس كافي، خود را باور ندارند و ناخودآگاه فكر ميكنند اگر از مد پيروي كنند، شايستگي بيشتري خواهند داشت.
پوشاك و مدل لباس براي هر فردي نوعي علامت هويتي تلقي ميشود
خطر الگوها در خانه
شما ميدانيد كه فرزند، الگوي اوليه را از والدين ميگيرد. وقتي فلان خانم يا آقا تحت تأثير مد، هر هفته لباسهاي خود را به رنگي در ميآورد و دهها تقليد كوركورانه از فرهنگ غرب ميكند، نميتواند فرزندان خود را نسبت به پيروي از مد باز دارد.
خطر از خودبيگانگي فرهنگي
خطرناكترين نوع از خودبيگانگي، از خود بيگانگي فرهنگي است، زيرا اصولا ظهور فرهنگ كشوري بيگانه در جامعه و رواج و توسعه آن، باعث از خودبيگانگي فرهنگي ميشود. هنگامي كه فرد، تمام خصايص و سنتهاي مفيد فرهنگي كشورش را بدون توجه و شناخت نديده بگيرد و سمبلها و آداب و رسوم كشورهاي بيگانه را به علت مترقي بودن بپذيرد و آن را توجيه كند، به از خود بيگانگي فرهنگي مبتلا شده است.
نظر شما در مورد مد گرايي چيست؟
افزوده شده در تاریخ: 09:57:15 - 1389/05/06
|