نظرسنجی  
موفقيت
 اولين گام براي موفقيت چيست؟ 
خدا شناسي
خود شناسي
جهان شناسي
همه موارد
 
ويژه نامه
روز جهاني قدس
 
 
اوقات شرعی
اذان صبح  
طلوع خورشید  
اذان ظهر  
غروب خورشید  
اذان مغرب  
اوقات به افق:
 
 
 
رهايي از جهنمي به نام ازدواج
طلاق

«طلاق» از نظر لغوي به معني رها شدن مي باشد و در اصطلاح، عبارت است از پايان دادن زناشويي به وسيله زن و شوهر. طلاق را اغلب، راه حل رايج و قانوني عدم سازش زن و شوهر، فروريختن ساختار زندگي خانوادگي، قطع پيوند زناشويي و اختلال ارتباط پدر و مادر با فرزندان تعريف کرده اند. در حقيقت، همانگونه که پيوند بين افراد، طبق آيين و قراردادهاي رسمي و اجتماعي برقرار مي شود، چنان چه طرفين نتوانند به دليل هاي گوناگون شخصيتي، محيطي، اجتماعي و... با يکديگر زندگي کنند، به ناچار طبق مقررات و ضابطه هايي نيز از هم جدا مي شوند. از اين نظر، خانواده هم چون عمارتي است که زن و شوهر، ستون هاي آن را تشکيل مي دهند و فروريختن هر ستون، استحکام و استواري عمارت را دچار تزلزل و گسستگي مي کند. طلاق با اين ديد، يکي از غماض ترين پديده هاي اجتماعي بوده که ارکان خانواده را در هم ريخته و بيش ترين اثرهاي مخرب خود را بر روي فرزندان برجاي مي گذارد.

همانگونه که پيوند بين افراد، طبق آيين و قراردادهاي رسمي و اجتماعي برقرار مي شود، چنان چه طرفين نتوانند به دليل هاي گوناگون شخصيتي، محيطي، اجتماعي و... با يکديگر زندگي کنند، به ناچار طبق مقررات و ضابطه هايي نيز از هم جدا مي شوند

در تحقيقي که توسط «جي هبر» صورت گرفت، مشخص گرديد ازدواج هايي که به طلاق منجر شده اند، کاهش شديدي در اعتماد به نفس اعضاي خانواده به وجود مي آورند. چنين کمبودي مي تواند ماهيتي اجتماعي، رواني يا جسمي داشته باشد. کاهش اعتماد به نفس در نتيجه ي طلاق، منشأ مهم اختلال هاي اعضاي خانواده در حين و بعد از طلاق مي باشد. در اين تحقيق، هم چنين مشخص شد نه تنها طلاق، سطح اعتماد اعضاي خانواده را کاهش مي دهد بلکه باعث مي گردد يکي از طرفين ازدواج يا هر دو، به طور قابل ملاحظه اي احساس پوچي کنند. در اين تحقيق، مدلي را نشان مي دهد که در آن، افراد از هم جدا شده به علت کاهش اعتماد، محتاج همياري و کمک هستند. گذشته  از اين، طلاق، پديده اي است که بر تمامي جوانب جمعيت يک جامعه اثر مي گذارد زيرا از طرفي بر کميت جمعيت اثر مي نهد، يعني واحد مشروع و اساسي توليد مثل (خانواده را از هم مي پاشد، از طرف ديگر، بر کيفيت جمعيت نيز اثر مي گذارد زيرا موجب مي شود فرزنداني محروم از نعمت خانواده تحويل جامعه گردند که به احتمال زياد، فاقد سلامت کافي رواني در احراز مقام شهروندي يک جامعه اند. بنابراين، آسيب اجتماعي ناشي از اين اقدام نه تنها متوجه اعضاي خانواده، بلکه متوجه کل جامعه و نسل آينده مي باشد.

جدايي

طلاق در اسلام

از آن جا که هدف دين مبين اسلام، ايجاد پيوند ميان افراد انساني و تشکيل کانون هاي خانوادگي است، طلاق را که مخالف فطرت و طبيعت انسان و برخلاف قانون پيوند زن و مرد است، مورد نکوهش قرار داده و شايسته ي سرزنش مي شمارد و آن را امري مغضوب خداوند معرفي کرده است. از طرفي بايد گفت که اسلام، مايل نمي باشد آرامش و آزادي انسان ها از بين رفته و در سختي و عذاب به سر برند و هيچ وجداني هم بر اين مسأله، رضايت نمي دهد.

از نظر اسلام، طلاق، آخرين راه مداواي ناسازگاري زن و شوهر مي باشد. اسلام معتقد است اگر راهي براي جدايي زن و شوهر نباشد، زندگي آنان دشوار و عذاب آور خواهد بود و ممکن است نتيجه هاي ويران کننده اي مانند انتقام، خودکشي، فساد و قتل در پي داشته باشد. بنابراين ، طلاق به عنوان پديده اي اجتماعي مطرح است. هم چنين، طلاق پديده اي رواني نيز هست. بسياري از خانواده ها در برابر تکانه اي اقتصادي يکسان قرار مي گيرند اما همگي دست به طلاق نمي زنند. ميزان سازش افراد در طلاق، مؤثر است اما آمار نشان مي دهد زنان، بيش تر از مردان در امر طلاق پيش قدم مي شوند که اين خود، قابل بررسي است.

زنان و طلاق

متأسفانه در جامعه ي ما شمار جدايي زوجين رو به افزايش است و در حال حاضر در برخي از کشورهاي صنعتي پيشرفته

زن

 نيز ميزان طلاق تا رقم 50 درصد، افزايش يافته است. اين گفته به اين معني است که نيمي از زنان و مرداني که روزي با شوق و هيجان ازدواج کردند، تصميم گرفته اند اين پيوند را پس از مدتي از هم بگسلانند. دشواري اين جدايي، گاهي چنان ناگوار است که منجر به سرخوردگي يا افسردگي نه تنها در پدر و مادر بلکه آسيب هاي رواني جبران ناپذيري در فرزندان خواهد شد. در سال هاي اخير، مسأله ي طلاق، چنان متداول گشته که نيمي از ازدواج ها، قبل از پايان ده سال، به جدايي مي کشند. با اين همه و با وجود متداول شدن اين پديده، طلاق هنوز يکي از بحران هاي وحشتناک زندگي به شمار مي آيد. بنابراين، هر چه ديدگاه ما در زمينه ي بررسي طلاق، فني تر باشد، احتمال کاهش بحران و يافتن راه حل هاي منطقي و مؤثر براي آن، بيش تر خواهد بود. دليل هاي بي شماري را مي توان بيان کرد که يک ازدواج را به ناکامي و بن بست مي کشاند.

راه کارهايي براي جلوگيري از طلاق

بررسي ها نشان مي دهد عدم شناخت صحيح و زوجين پيش از ازدواج، يکي از دليل هاي اصلي وقوع طلاق است. براي جلوگيري از اين امر، مشاوره ي قبل از ازدواج، ضروري است. اگر جوانان آشنايي کامل از همديگر داشته باشند، زندگي مشترک پايدارتري خواهند داشت. طلاق از لحاظ جامعه شناسي، پديده اي تأثيرگذار بر آسيب هاي اجتماعي بوده و گسيختگي خانواده رادر پي دارد و همواره به صورت ناهنجاري اجتماعي در کنار پديده هايي چون اعتياد، بي کاري، بزهکاري، جرم و جنايت و فقر فرياد مي کشد و قربانياني را به همراه دارد.

رسيدن به بلوغ رواني قبل از ازدواج، يکي از عامل هاي مؤثر در جلوگيري از بروز پديده ي طلاق در جامعه مي باشد. جواناني که در سنين پايين و بدون اطلاع از مهارت هاي زندگي زناشويي ازدواج مي کنند، شرايط بعد از ازدواج را تحمل نکرده و ضمن ضربه زدن به خود و همسرشان، اطرافيان را نيز دچار مشکل هاي فراوان بعد از طلاق مي کنند.

بنا به گفته ي ائمه، وقتي زن و مردي از طلاق صحبت مي کنند، عرش به لرزه مي افتد بنابراين زوجين نبايد با کوچک ترين دعوا يا کدورتي، به سرعت کلمه ي طلاق را بر زبان جاري کنند بلکه بايد به آينده ي فرزندان نيز بينديشند زيرا اين فرزندان، تنها متعلق به آنان نيستند بلکه متعلق به جامعه اند.

نه تنها طلاق، سطح اعتماد اعضاي خانواده را کاهش مي دهد بلکه باعث مي گردد يکي از طرفين ازدواج يا هر دو، به طور قابل ملاحظه اي احساس پوچي کنند

عامل ديگري که منجر به طلاق مي شود، تغييرهاي اجتماعي گسترده اي است که در جامعه شکل مي گيرد. اين واقعيت که امروزه در بعضي از خانواده ها به طور عام، زشتي طلاق از بين رفته است، باعث افزايش روزافزون آن مي شود و اين امر تا اندازه اي نتيجه ي تغيير و تحول هاي اجتماعي است که با رشد شهرنشيني و صنعتي شدن و به تبع آن، گذر جامعه از مرحله ي سنتي به مدرن پديد مي آيد.

ساير عواملي که در طلاق مؤثرند عبارتند از: فقر، بي کاري، اعتياد، ندادن نفقه، فساد اخلاقي، زنداني بودن شوهر و...

طلاق والدين باعث کاهش احساس امنيت رواني در کودک شده و او را در مقابل بسياري از خطرهاي موجود در جامعه، آسيب پذير مي کند. کودکان طلاق، بعد از بزرگ شدن و ورود به جامعه، نمي توانند نقش خود را به طور مناسب انجام دهند و بيش از ديگر هم سن و سالان خود، به افسردگي و اضطراب و حتي کابوس دچار مي شوند بنابراين پدر و مادر بايد قبل از طلاق گرفتن از همديگر، به مشکل هاي کودک خود بعد از طلاق فکر کنند و بايد اين نکته را بدانند که  پرورش دادن فرزندي سالم، قوي، با اعتماد به نفس بالا و موفق، در گرو محيطي امن، آرام و صميمي در خانواده است پس آزموش هاي لازم در اين زمينه و توجه به بهداشت روح و روان ضروري مي باشد.

ماهنامه شادکامي و موفقيت- مهندس مرجان نقوي


افزوده شده در تاریخ: 12:10:28 - 1389/05/06
 
پيوند آسماني
 
نظرات بینندگان  
نام و نام خانوادگی: 
پست الکترونیک:
وب سایت:
 
    
مطالب پربیننده
    
تازه های سایت